مرگ پایان ماجرا نیست

مرگ پایان ماجرا نیست

نگاهی به فیلم "خانه دختر" به بهانه اکران در جشنواره سی و سوم فجر

روبرو شدن با اثری در قد و قواره "خانه دختر" میزان قابل توجهی جرات و شجاعت و در کنار آن توانایی از کف ندادن اختیار ذهن در اثر روبرو شدن با واقعیتی دلهره آور را طلب می کند.


تماشای "خانه دختر" هیچ نسبتی با بی حوصلگی و کج سلیقگی و کم تحملی ندارد. همراهی با ایده وسوژه فیلمنامه "خانه دختر" نیازمند رسیدن به این درجه از آگاهی است که این توان را در ما ایجاد کند تا در مواجهه با واقعیت جاری راه را کج نکنیم و سراغ انکار و فرافکنی نرویم.
"خانه دختر" در نگاه اول گیج کننده، سرگیجه آور و غافلگیر کننده است چرا که اولین تلنگر جدی را در همان گام های اولیه شروع داستان بی هیچ اضافه کاری و اطوار بیهوده ای به مخاطب می زند و بی محابا مخاطب را به درون دنیای اثر پرتاب می کند. داستان گویی در "خانه دختر" به شدت عریان و بی واسطه شکل می گیرد. فیلمنامه نویس در دقایق ابتدایی اثر تکلیفش را با مخاطب مشخص می¬کند و با ایجاد یک نقطه عطف جدی و غیر قابل پیش بینی در قالبی کمینه گرا و بدون زایده واقعیت را بی رحمانه به سمت ذهن و فکر مخاطب پرتاب می¬کند.
آسوده ترین و سهل ترین مرحله از مواجهه مخاطب با "خانه دختر" در مرحله تماشای اثر شکل می گیرد و سخت ترین بخش ماجرا نقطه پایان فیلم و بیرون رفتن مخاطب از سالن سینماست و شیوه درگیری اش با سوژه تراژیک تعیین می کند. پایان قراردادی اثر آغازی جدی تر را برای آن رقم زده است.

کلیف "خانه دختر" با سوژه و مخاطبش روشن است در همین مسیر این مخاطب است که باید تصمیم بگیرد که آیا شجاعت روبرو شدن با سوژه در حال روایت در فیلم را دارد یا نه و قصد انکار و فرو کردن سر در برف دارد.
حتی ممکن است بعد از روبرو شدن با واقعیتی که فیلمنامه "خانه دختر" در حال طرح آن است، از سر ترس و خشم توامان ناشی از نداشتن شجاعت فهم کردن سوژه و معنای در بر گیرنده کلیت اثر، سراغی از واکنش های سلبی گرفته شود و با زیر سوال بردن سوژه فیلم به دلایل واهی و دایی جان ناپلیون گونه سراغ پیدا کردن نقشه گنج در دل فیلمنامه یک فیلم بی ربط به ماجرای گالیور و نقشه گنج برویم.
فیلم خوب فیلمی که آغازش در اختیار کارگردان باشد و نقطه پایانش(و نه شکل پایانش) متناسب با جنس نگاه مخاطب نا معلوم. "خانه دختر" از آن دسته آثاری است که پس از پایان آغازی دوباره دارد و تک پلان نهایی اش مسیری تراژیک و دلهره آور را پیش روی مخاطب قرار می دهد. بی پایان بودن و ادامه یافتن ماجرای فیلم در فیلمنامه "خانه دختر"هیچ ارتباطی به یله و رها ماندن پایان بندی برخی فیلمنامه های کج و معوج و بی سر و ته این روزها باب شده ندارد.

تکلیف "خانه دختر" با سوژه و مخاطبش روشن است در همین مسیر این مخاطب است که باید تصمیم بگیرد که آیا شجاعت روبرو شدن با سوژه در حال روایت در فیلم را دارد یا نه و قصد انکار و فرو کردن سر در برف دارد.


حتما می بایست اشاره کرد که "خانه دختر" فیلمنامه ای است با آغاز به شدت درست و به موقع و همراهی برانگیز و پایانی مشخص که تکلیف مخاطب را با اثر مشخص می کند. مراد از بی پایان بودن و ادامه یافتن این فیلم جنس موضوع طرح شده در فیلم و شیوه روایت گری پرویز شهبازی به عنوان فیلمنامه نویس در این اثر است."خانه دختر" را حتما و قطعا باید فیلمی بر مبنای قوت ایده و فیلمنامه دانست . رد پای پرویز شهبازی در "خانه دختر" آنقدر پررنگ و معنا دار است که اصولا نمی توان به راحتی از کنار چگالی بالای حضور مدل نگاه و شیوه داستان گویی پرویز شهبازی در این فیلم گذشت.
"خانه دختر" در شمایل گلوله ای دو مرحله عمل می¬کند که در نگاه اول تنها یک گلوله است که به بدن اصابت می کند و وارد بدن می شود و در مرحله بعد که جدی تر و اثرگذارتر هم هست گلوله در درون بدن منفجر می¬شود و تاثیر اصلی خودش را می گذارد.

"خانه دختر" تمام داشته هایش را مرهون سراغ گرفتنش از سوژه ای تازه و در عین حال زیر خروارها عادت و ترس و نادیده گرفتن ، پنهان مانده اش است. و البته که در این مسیر بیان بی لکنت و تا حد ممکن عیان و عریان این سوژه در بستر فیلمنامه ای قابل قبول که موتور متحرک اثر بدل شده نقش کلیدی و اساسی دارد.در کوتاه ترین و کامل ترین شکل ممکن باید گفت که "خانه دختر" فیلم فیلمنامه است. یا به بیان بهتر باید گفت "خانه دختر" فیلم ایده است.
"خانه دختر" در کارنامه کاری شهرام شاه حسینی هم نقطه عطف مهمی تلقی می شود و البته موید این اصل است که هر کارگردان خوبی لزوما فیلمنامه نویس خوبی هم نیست و بالعکس. هم نشینی فیلمنامه درست و قابل قبولی از پرویز شهبازی و کارگردانی قابل دفاع شاه حسینی به نتیجه ای در خور توجه به نام "خانه دختر" منجر شده است.
فیلمنامه "خانه دختر" بی ایراد نیست و حتما می توان از گیر و گرفت¬های منطقی فیلمنامه و تغییرات آنی و بی منطق نقطه نظر راوی اثر و چرخش در شیوه روایت و یا شکل تعریف شخصیت ها و دلایل ورود آنها به اثر و یا خروجشان از دایره داستان گویی در میانه فیلم بسیارگفت. در کنار اینکه می¬توان از بهترین اجراهای سالهای اخیر حامد بهداد که در این فیلم رخ داده گفت و اینکه بعد از مدتها بازی کنترل شده و بی اغراق از او می بینیم که بیش از آنکه در خدمت خود حامد بهداد باشد در خدمت مسیر روایی فیلم و داستان گویی در "خانه دختر" است.



منبع تبیان
توسط
ارسال شده در: 19 بهمن 1393