فاصله، مدارا، مرگ ماهی

فاصله، مدارا، مرگ ماهی

خبرگزاری تسنیم: مرگ ماهی نه حرف صریحی را به طور شفاف بیان می کند و نه قصه ای نقل می کند. این اثر روایت و گزارشی است از فرزندان یک خانواده که با مرگ مادر و وصیت او مواجه شده اند. فرزندانی که از نظر فکری و اعتقادی تفاوت هایی با هم دارند

محمدحسین شفاعی:

این یک قضاوت عمومی درباره سیدروح الله حجازی کارگردان جوان سینمای ایران در سال های اخیر است که به شیوه خاص خودش فیلم می سازد اما همواره از گفتن حرف و ایده اش به طور صریح امتناع می کند. به قول فیلسوف کهن یونانی شاید میل دارد، خود را پناهان کند! به احتمال قوی همین خودپنهان داری نظری که برخی از آن با عنوان محافظه کاری در بیان یاد می کنند، باعث شده او سینمایی با قدرت قصه گویی نه چندان قوی را دنبال کند و به نظر می رسد این روند در مرگ ماهی بیش از آثار گذشته اش نمود و جلوه یافته است.
مخاطب حق دارد که از خود بپرسد حالا با این همه کش و قوس و سینماگری حرفه ای، کارگردان واقعا چه می خواست بگوید؟ چرا چیز خاص و برجسته ای در مرگ ماهی ارائه نشد؟ اگر آن نکته مدارا علی رغم همه اختلافات دیدگاهی قرار است گفته شود چرا باید این قدر لفافه پیچی شده و بعد بیان شود؟ روشن است که پرداخت واضح تر به این حرف ها برای مخاطب همان خط داستانی خواهد بود که او را تا پایان مجذوب و سرگرم نگه می دارد.
مرگ ماهی نه حرف صریحی را به طور شفاف بیان می کند و نه قصه ای نقل می کند. این اثر روایت و گزارشی است از فرزندان یک خانواده که با مرگ مادر و وصیت او مواجه شده اند. فرزندانی که از نظر فکری و اعتقادی تفاوت هایی با هم دارند و روابطشان با هم به سردی و سستی گرائیده است. مرگ ماهی برای علاقه مندان به تاویل گرایی هنری دستمایه خوبی است تا حرف های زیادی از اثری بیرون بکشند که خود اثر از بیان صریحش امتناع دارد. برخی از این تاویل ها، می تواند با اخذ رویکرد اجتماعی صورت بندی شوند؛ فرزندان خانواده مادرمرده در مرگ ماهی شخصیت هایی هستند که می توان تیپ منطبق با هر یک را در جامعه امروز ایران تشخیص داد. در این تقسیم بندی می توان عده ای را با نگاه ایده آلیستی یا ارزش مدارانه لحاظ کرد و بسیاری را هم واجد نگاه غیرارزشی و دچار نسبیت باوری اعتقادی و ... . عده ای را می توان منفعل در نظر گرفت و بخش دیگری را فعال و کنش گر. این تقسیمات قابلیت تعریف و گسترش زیادی دارند که چندان اهمیتی پیدا نمی کنند. آنچه که در مرگ ماهی مهم است اذعان به نوعی تکثرگرایی نظری و اعتقادی در خانواده است که چالش های بسیاری را هم پیش آورده و از همه این چالش ها مهمتر، فاصله و مغاک به ظاهر پرناشدنی است که بین هر یک از فرزندان و بدین ترتیب تیپ ها و قشرهای مختلف اجتماع ایجاد شده است.
این فاصله که به خوبی در فیلم روایت شده، باعث سستی و آسیب پذیر شدن هر چه بیشتر روبط انسانی شده است. بدین ترتیب هر یک از شخصیت ها که بنا بر فرض های تاویلی نمادی از تیپ و گروهی اجتماعی هستند، آن به آن به فردیت نزدیک شده و کاملا از هم فارغ و گسسته شده اند. نتیجه این وضعیت یک عذاب وجدان عمومی است که سردرگمی مضاعفی را وضع می کند.
شرایط بد اجتماعی و اخلاقی که به شکل نمادگرایانه روایت می شود، در نهایت با بدیلی که فیلم تلاش می کند وضع کند پایان می یابد؛ فیلم سعی دارد با مرکزیت دادن به مادری که پای حرف و دیدگاه تمام بچه ها نشسته و از جزئیات زندگی همه آن ها خبر دارد و حکم نوعی راهنما و مرکز ثقل را برای آنان را دارد، اظهار کند که فاصله گرفتن از هم به دلیل داشتن اختلافات سلیقه ای و اعتقادی یا حتی تنش های داخلی راهی است که فقط دوری بیشتر، اضمحلال گسترده تر و در نهایت به نیستی منجر خواهد شد. رمزگشایی های پایانی فیلم که تاکید را بر تداوم نسل می گذارد، پیشنهادی برای ماندگاری حیات و بقاء همان خانواده و البته اجتماع است. البته این رویکرد سمت دیگری هم دارد که در جای خود باید بررسی شود و آن اینکه آیا تجویز از جنس مدارا از راه پلورالیزم هست؟



منبع خبرگزاری تسنیم
توسط
ارسال شده در: 16 بهمن 1393