قصه انسان های سرگشته و حیران امروز

قصه انسان های سرگشته و حیران امروز

گروه تلویزیون- مجتبي احمدي - ليلا برخورداري اوايل دهه نود با مجموعه هايي چون همسر ، جواني ، دوران سرکشي و اوج آن مجموعه خواب و بيدار شروعي پُرو پيمان داشت طوري که توقع ميرفت به سرعت به بازيگري پرکار تبديل شود اما اين اتفاق نيفتاد تا او را امروز جزو گزيدهکاران سينما و تلويزيون بدانيم. بازيگر نمايشهاي خرس ، مشروطه بانو ، مردي که لب نداشت ، خداحافظ و ... که تحصيل کرده تئاتر است. تلويزيون را با مجموعه هايي چون ساختمان 85 ، بي صدا فرياد کن ، روزهاي زيبا ، کلانتري 2 و 3 و ... ادامه داد و در سينما تنها به دو فيلم نظام از راست و تبسم گرگ بسنده کرد. به بهانه سريال سال هاي ابري و اولين همکاري او با مهدي کرمپور براي نقش نازنين ، برخورداري مهمان يک فنجان چاي باني فيلم شد تا جدا از اين سريال از چگونگي فعاليت هايش در عرصه بازيگري در طول اين سالها بگويد:

ليلا برخورداري با سريال خواب و بيدار فروغ خوبي در عرصه بازيگري داشت و توقع ميرفت پر رنگ و لعاب تر از اين حرفها ديده شود اما ...
ـ من خيلي با اين سوال شما موافق نيستم. چون در هر دوره زماني و شرايط خاص اوضاع و احوال کار يک بازيگر تغيير ميکند. گاهي شرايط طوري پيش ميرود که آن طور که حساب و کتاب کردهاي از آب در نميآيد. من امروز از جايگاهي که هستم راضيام و هيچ مشکلي ندارم. اما در چهار ـ پنج سال اخير بحراني به وجود آمد که تلويزيون هم از آن بري نبود. اين مقوله هم در کمکاري يکي مثل من بيتاثير نبوده است. در اين شرايط قطعاً انتخابهاي کمتري ميتوان داشت به نظرم مجموعهاي از دلايل در اين مسئله تاثيرگذارند. من از شرايط و اوضاع فعليام راضيام چون در روزهايي که خيلي از دوستان من کار نميکنند انتخابهاي خودم را دارم و فعاليت ميکنم. به نظرم اين بحث جاي يک نقد و بررسي روانشناختي و جامعه شناسانه دارد. من معتقدم به عنوان يک بازيگر حق انتخاب دارم، من از آن دست بازيگران نيستم که دنبال نقش بروم و بگويم به من نقش بدهيد ...
خب البته در اين روزگار بازيگران خانم و آقايي هستند که براي خودشان يک نوع پرزنت دارند؟
ـ بله ولي من اين کار را نميکنم. من نميخواستم اشاره کنم ولي هستند دوستاني که از اين دفتر به آن دفتر ميروند تا نقش بگيرند من از اين دست آدمها نيستم.
البته حضور در محافل مختلف براي بازيگران (جشنها، همايشها و ...) يک جور يادآوري است به کارگردانان و سازندگان؟
ـ بله قبول دارم. اما نميدانم اين خوب است يا خير، من خيلي اهل حضور در محافل مختلف نيستم. خيلي هم به يادآوري و ويترين اعتقاد ندارم. چون احساس ميکنم به عنوان يک بازيگر شناخته شدهام و کارم ديده شده است اگر کارگرداني بخواهد از من در کارش استفاده کند اگر زير سنگ هم باشم مرا پيدا ميکند. چون با خودش ميگويد فلاني به درد اين نقش ميخورد پس بايد او را براي اين نقش بياورم. از سوي ديگر از ابتداي کارم در حرفه بازيگري، اين را ميدانستم اگر به زور اتفاقي را براي خودم رقم بزنم و نقشي را که نبايد بازي کنم، هيچ اتفاق مهمي برايم نميافتد. مگر اينگونه بازي چقدر ميتواند مرا ماندگار کند. حالا يک بار من اينگونه سر يک کار بروم، بعداً چه ميشود؟ من معتقدم همه چيز به توان و استعداد من ربط دارد. ضمن اينکه من نگاه خودم را در انتخاب نقشهايم دارم. معتقدم به عنوان يک بازيگر تواناييهايم را ثابت کردهام و هر کسي بخواهد براي نقش من را دعوت ميکند و هرکسي هم که نه! نه!
در بحث اعتمادي که بازيگر به حد و اندازه و تواناييهاي خودش دارد به جايي ميرسد که حالا بايد با دقت وسواس انتخاب کند. اين مسئله هم ميتواند در کمکاري شما موثر باشد؟
ـ بله حتماً، گفتم يک مجموعهاي وجود دارد که هر کدام تاثير خودش را دارد. چند فاکتور مختلف بايد دست به دست هم بدهد که يک نقش خوب در يک کار خوب به شما پيشنهاد شود تا شما بتواني آن را بازي کني و البته توانايي خود را نشان دهي! من اعتقاد دارم ما امروز بازيگراني داريم که شايد از من به مراتب توانمندتر ولي چون موقعيت و انتخاب خوب سر راهشان قرار نميگيرد برايشان اتفاقي نميافتد و نميتوانند خودشان را نشان دهند و ثابت کنند.
پس اعتقاد داريد عنصر شانس در کار بازيگري بسيار موثر است؟
ـ بله دقيقاً، بله آن شانس است که درب خانه شما را ميزند و فرصت ميدهد شما يک نقش خوب را در يک کار خوب و با يک کارگردان کاربلد تجربه کني! در واقع ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کار بايد باشند تا آن نقش براي شما نوشته شود.
با اين شرايط اصولاً اهل انتخاب کردن هستيد يا به پيشنهادهايتان بر مبناي اوضاع و احوال کاري پاسخ ميدهيد؟
ـ من اصولاً از آن دست بازيگراني هستم که انتخاب ميکنم و با هر شرايطي کار نميکنم و با هر انتخابي کنار نميآيم. حتماً يکسري فاکتور در مورد نقش، بازيگران ديگر، کارگردان، قصه و ... مد نظرم هست. سعي ميکنم گزيده کار باشم و شايد بهتر است عنوان کمکار بودن را که شما اشاره کرديد به گزيده کار بودن خودم مرتبط بدانم. من سعي ميکنم بگردم از ميان فرصتهاي انتخابي که دارم و بهترين را انتخاب کنم ...
يعني اصولاً از آن دست بازيگران پرپيشنهاد هستيد؟
ـ بله، من همزمان با سريال سالهاي ابري ، سه پيشنهاد ديگر هم داشتم. اما خب شرايط فرق ميکند گاهي ميروي و سر مسائل مالي به توافق نميرسي، گاهي نقش را ميخواني دوست نداري، گاهي قصه را دوست نداري و ... بعضا شده من قصه را دوست داشتم اما نقشي را که پيشنهاد شده نه! گفتم ميشود من فلان نقش را بازي کنم؟! گاهي شده و گاهي گفتهاند نه فلان نقش بسته شده است يا ... من براي مردمي که سواي اين حرفه هستند و هنرمندانشان را دوست دارند اين توضيح را ميدهم که مدام سوال ميکنند خانم برخورداري شما چرا انقدر کمکار هستيد؟! متاسفانه من نميتوانم جزء به جزء اين موارد را براي کسي که خارج از اين حرفه است توضيح بدهم حتي ممکن است برايش قابل درک نباشد. چون اصلاً از شرايط مطلع نيستند و فکر ميکنند چون تو بازيگري پس بايد مدام کار کني!
اصلاً شرايط توليد در کشور ما تا اين حد نيست که بتواني مدام روي آنتن يا روي پرده سينما باشي؟!
ـ دقيقاً نسبت به توليداتي که داريم چه در سينما و چه در تلويزيون و به نسبت خيل عظيم بازيگراني که وجود دارند (و معتقدند ما بازيگران خوبي هستيم) اصلا کار جوابگو نيست! چون نيست، عرضه و تقاضا همخواني ندارد. تعداد محدودي هستند که ميتوانند مدام سر کار باشند خيلي از دوستان همکار هستند که هر از گاهي سر کار ميروند. من هميشه اينجا به بحث عدالت اشاره دارم که شايد در اين حرفه خيلي رعايت نميشود. شما بعضا ميبينيد که بازيگري هم زمان سر 5 کار است و هست بازيگر خوبي که سر يک کار هم نيست و سه سال بيکار است! خيلي اوقات اين بحث به توانايي آدمها هم بر نميگردد...
بله شايد بيش از هفتاد هشتاد درصد اين بحث به روابط بر ميگردد...
ـ بله دقيقاً...
گاهي شانس...
ـ درست ميگوئيد...
گاهي هم سبک و سياق انتخاب بازيگر، بازيگراني هستند که به نقش فکر نميکنند و به دستمزد فکر ميکنند، بازيگراني داريم که به نقش فکر ميکنند و دستمزد برايشان مهم نيست و بازيگراني داريم که نه دستمزد و نه نقش برايشان اهميت ندارد و تنها راضي هستند به روي آنتن بودن.
ـ درست ميگوئيد اين حواشي در کار ما وجود دارد. شما گاهي بازيگري را ميبينيد که در طول سال 8 کار روي آنتن داشته ولي هيچکدام ارزشي نداشته است. (ارزش هنري) فقط ديده شدن براي او اهميت دارد. يا مباحث مالي، ديده شدن و...
و فاکتور امروز ليلا برخورداري...
ـ من ميخواهم خوب ديده شوم و گذشته خودم را خراب نکنم! هر کاري را انتخاب نميکنم. از ميان سه پيشنهادي که داشتم سريال آقاي کرمپور را انتخاب کردم.
موافقيد برويم سراغ سريال سالهاي ابري ؟
ـ بله به شدت...
همين الان از فينال سريال شروع کنيم. چقدر پايان سريالتان را دوست داشتيد؟
ـ (مکث ميکند) من از فينال مطلع نبودم چون پايان قصه را نديده و نخوانده بودم جز آن دو سکانس که اضافه شدم و من هم در فينال کار بودم. فينال شايد خيلي با سليقه من سازگار نبود اگر چه نميتوانم راجع به آن به شکل حتم اظهار نظر کنم. سليقه نويسنده و کارگردان بود و من هم احترام ميگذارم.
و در مورد فينال شخصيت نازنين به نظر شما کاشته هاي شخصيت در طول قصه به يک سرانجام منطقي رسيد؟
ـ تا حدود زيادي اين اتفاق افتاد. معمولاً در سريالهايي که پر شخصيت هستند روند پرداخت به کاراکترها نميتواند خيلي زياد باشد چرا که فرصت اين پرداخت وجود ندارد. امّا در مورد نازنين در اين سريال بايد بگويم، حد و اندازه از ابتدا همين بود. من خودم شخصاً فينال نازنين را دوشت داشتم. فينال نازنين آن زمان بود که برگ برنده را رو ميکند و پور دلجو (فرزاد حسني) را گير مياندازد و او را به پليس لو ميدهد.
و مي توانست همان موقع قصه نازنين هم به پايان برسد؟ نظرتان چيست؟
ـ نظر شخصي من اين بود که قصه نازنين همين جا ميتوانست به پايان برسد. البته اين نظر من است. حتماً نظر کارگردان چيزي ديگر بوده است. نظر شخصي من اين بود که اگر قرار است بعد از آن ماجرا دوباره نازنين ديده شود با پسرش جلوي آن خانهاي باشد که قبلاً برايش ترسيم کرده است. در واقع از جايي که قرار است کاميار و نازنين اين بار يک شروع دوباره داشته باشند بدون حضور پوردلجو.. البته اين نظر من است.
به نظرم نازنين پتانسيل اين را داشت که خودش به عنوان يک کاراکتر واحد داراي قصهاي کامل باشد. امّا بيشتر راجع به او از برشي ديديم که در مقابل پور دلجو داشت نه قبل و کارنامه زندگي او تا امروزش...
ـ من هم دوست داشتم يک فلاش بک به اين آدم داشته باشيم از روزي که جوانتر بوده و با پور دلجو ازدواج کرده يا حتي دوران کودکياش، (يادمان باشد که اينها سليقه من است) ما جلسات و دورخوانيهاي خوبي داشتيم. تعامل بسيار خوبي برقرار بود من از تيم نويسنده تشکر ميکنم که حتي يکي ـ دو تا از پيشنهادهايم در فيلمنامه اعمال شد، من پيشنهادهاي فلاش بک را هم داشتم، اينکه نازنين از کجا آمده و امروز به چه ميانديشد! به نظرم گذشته و شناسنامه شخصيت خيلي ميتواند به باور مخاطب کمک کند.
و حتي به خود بازيگر در اجرا؟
ـ بله اينکه از کجا آمده به کجا ميرود، هميشه گذشته آدمها براي خلق يک کاراکتر جذاب مهم است. به خصوص در مورد شخصيت نازنين که خيلي نسبت به گذشته خودش وابسته بود. من نازنين را نماد جامعه امروز ميدانم چرا که به اعتقاد من او هم يک جورهايي بين سنت و مدرنيته در نوسان بود. آدمهاي بسياري در اين اجتماع حيران و سرگشتهاند و نميدانند از زندگيشان چه ميخواهند. پايبندي به گذشته و اعتقاد به مدرنيته و البته ادغام اين دو با هم...
خيلي از افراد، امروز از عدم توانايي ادغام اين دو مقوله مهم است که مسير نادرست را ميروند. وقتي که آدم نه اين ميتواند باشد و نه آن، به يک انسان سرگشته و حيران تبديل ميشود. من با ازاي نازنين را در اطراف خودم ميديدم يک انسان خاکستري، يک انسان با طيفهاي مختلف رنگي در رفتار و کردار...
برخورد نازنين در مقابل رفتارهاي پور دلجو يک جوريهايي مخاطب زن تلويزيون ما را عصبي ميکرد، پور دلجو خيلي راحت به او ميگفت قصد دارم تو را طلاق بدهم، ميخواهم ازدواج مجدد کنم و...
ـ تفاوت نازنين و پور دلجو در باور آنهاست. نازنين به اين باور رسيده که اشتباه کردم و ميخواهم مسيرم را تغيير دهم و يک زندگي ديگر شروع کنم. امّا فرهاد به اين باور نرسيده بود و نازنين را قبول نداشت. او نظر خودش را داشت و ميتوانست به سمت اشتباه خودش برود. فرهاد آدم قدرت طلبي بود و حاضر نبود تغيير مسير بدهد امّا نازنين با او بسيار متفاوت است. فرهاد قدرت طلب، به خاطر رسيدن به اهدافش روي زندگي، زن و بچه و... پا ميگذارد.
اين دو در مقابل هم هستند و چلنج دارند پس تصميم به نابودي هم ميگيرند.
به نظرم پور دلجو و نازنين پرداخت خيلي خوبي در سريال سالهاي ابري داشتند و حتي ميتوانستند نخ تسبيح سريال باشند. از حق نگذريم پاسکاري و تقابل شما و فرزاد حسني هم در شکل گيري نقش بسيار مهم بود؟
ـ بله، من به نويسنده سريال هم گفتم، به نظرم شما اين دو شخصيت را خيلي دوست داشتيد و روي آن مانور زيادي هم داشتيد. شخصيتهاي خوش رنگ و لعابي که پرداخت خوبي از دل خود فيلمنامه داشتند. جالب اينکه خود آقاي نقيبي ميخنديد و اين مسئله را تاييد ميکرد. من فکر ميکنم اين دو شخصيت جاي کار بيشتري هم داشتند امّا به علت تعدد کاراکترها اين دو شخصيت، به يک اندازه مشخص مورد توجه قرار گرفتند.
امّا در کل راضيام چون اوج و فرودهاي بسيار خوبي براي نازنين در دل اين سريال طراحي شده بود. بازخورد خوبي هم از اين سريال و شخصيت نازنين به دست من رسيد که نشان داد حداقل زحمتي که براي اين نقش کشيدم به ثمر نشسته است.
و کار با مهدي کرم پور را در مقام کارگردان چطور ديديد؟
ـ اين اولين تجربه همکاري من با آقاي کرم پور بود که ميتواند يک برش جديد در زندگي حرفهاي من محسوب شود. اميدوارم اين اتفاق باز بيفتد. به نظرم آقاي کرم پور جزو کارگردانان نسل جديدي هستند که بسيار خوش فکر، با سواد و کار بلد اثرشان را جلوي دوربين ميبرند.
و حرف آخر...
ـ تعريف کامل نازنين به نظرم ميتواند در اين شعر بگنجد که

هر کس کو دور ماند از اصل خويش
باز جويد روزگار وصل خويش



منبع باني فيلم
توسط
ارسال شده در: 15 بهمن 1393